تبليغاتX
سمارغ
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
فردا2

فرار (2)

 

 

مدت زیادی است از نوشتن فرار ۱ میگذرد . می گویند یک روز یکنفر می رود دیوانه خانه می بیند یکنفر با حسرتی دیوانه وار ناله می کند پروانه ...پروانه ...مرد می پرسد مشکل او چیست می گویند او گسی به نام پروانه را می خواسته به وصالش نرسیده حالا دیوانه شده . چند قدم جلوتر یک دیوانه زنجیری را می بیند که با خشمی دیوانه وار فریاد می زند پروانه..... پروانه.....می پرسد این کیست ؟می گویند همان پروانه را که به اولی نداده بودند به این داده اند به این روز افتاده .                                                                              با خودم قرار گوزاشتم که برم سفر دیشو

مو بارات قصه مگفتم تو دخو بودی دخو

اول سحر مرم باغو،مرم چیشمه عسل

مثل او قیدیم نیدیما مکنم تو او شینو

از غریبی ،بیکسی ،با قل قلش گپ مزنم

خودمه ول مکنم تو سینه بلور او

توی پوشته نقندر متنم صفا کنم

مچرن تو سبزه های مقبولش گله گو

یادته قرار ما مون علفای پینجه در

مدویدم همیشه مومزدم ازت جلو

جلده تو گریه مکردی که نخیر قوبول نبود

واز با هم قرار میزاشتم بدوم تا ته زو

مدویدم و مخندیدم با هم تا دم عصر

تو مخوردن همه پروانه ها دور ما تو

یادته بزم مگفتی که چقد موره مخی

یادته بزم مگفتی: نیدی ماره پرتو

مو اویم بچه دهاتی خلاف ته دیگی1

که موخواست نقاب به چشمش بزنه مثل زورو

مو همو اسمالتم ،اسمال ناشور و جلب

که به دنبال تو رفتم تا سر قله به دو

حالا هی عوض مرم خودمه به او در مزنم

واز همی لهجه مده ماره به ای طایفه لو

نامه ره بخن ولی گریه نکن جلده مییام

با خودم قرار گوزشتم که برم سفر دیشو

بخشی از اسامی مکان های شناخته شده طرقبه است

1- ته دیگی در اصل همان پایین دهی است که معمولا به منطقه پایین تر از میدان اصلیس طرقبه اتلاق می شد   
|+| نوشته شده توسط قاسم رفيعا در جمعه پنجم مرداد 1386 و ساعت 21:9 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar